تبلیغات
متن - عشق - عکس- شکست خوردها

متن - عشق - عکس- شکست خوردها

:[عمومی , ]

چند جمله زیبا ( مگویند زیباست هی هی من که زیبایی ندیدم Smiley

عاشقی جرم قشنگی است به انکارش مکوش

به تو مدیونم

مثل شب به صبح فردا

مثل موج سرد و تنها به نگاه ناز دریا

بی تو چه کنم ؟

رفتنت موج غریبی است که دل می شکند

بهت گفتم دوستت دارم

اما تو رفتی

حالا لحظه ها می گزرن آروم و به سختی

چرا غم ها نمی دانند

که من غمگین ترین غمگین شهرم

بیا ای دوست با من باش

که من تنها ترین تنهای این شهرم

نوشته شده در یکشنبه 4 آذر 1386 و 02:11 ق.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

 

 قلبم رو شكستی ولی من بیشتر از قبل دوستت دارم میدونی چرا ؟؟؟ چون حالا هر تیكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره

نوشته شده در سه شنبه 24 مهر 1386 و 03:10 ق.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

چه راحت شکستی و رفتی.....Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
چه بی خیال آتش زدی....این دل بی درمان را.....
 
چه دیر شناختمت،افسوس میخورم که چرا اینقدر بدبخت وساده بودم....Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
تو زلالیم را ندیدی، به بازیم گرفتی حداقل برای بار آخر منو به بدترین شکل بازی دادی.....
 
مرا،احساسم را به بازی گرفتی....
 
من بازیچه نیستم.....عروسک هم نیستم،تو به من دروغ گفتی....Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
دروغی بزرگ که منو دوست داشتی .... 
هرگز نمی بخشمت

نوشته شده در شنبه 21 مهر 1386 و 11:10 ق.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

تقدیم به كسانی كه قلب كوچكشان همیشه دریایی ست
 
 
 
تو كه آتش فراق داشتی ....... آتش دوزخ چرا افراشتی
 
 
صدای چک چک اشکهایت
را از پشت دیوار زمان می شنوم
و می شنوم که چه معصومانه
در کنج سکوت شب ‌،
برای ستاره ها
ساز دلتنگی می زنی
و من می شنوم
می شنوم هیاهوی زمانه را که
تو را از پریدن و پرکشیدن
باز می دارد آه ،
ای شکوه بی پایان
ای طنین شور انگیر
من می شنوم
به آسمان بگو
که من می شکنم !
هر آنچه تو را شکسته
و می شنوم
هر آنچه در سکوت تو نهفته

نوشته شده در شنبه 7 مهر 1386 و 12:09 ب.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]


پیداست هنوز شقایق نشدی


 ... زندانی زندان دقایق نشدی
 ... وقتی که مرا از دل خود می رانی
 ... یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی
 ... زرد است که لبریز حقایق شده است
 ...تلخ است که با درد موافق شده است
 ... شاعر نشدی وگر نه می فهمیدی
... پاییز بهاریست که عاشق شده است

 

نوشته شده در شنبه 7 مهر 1386 و 12:09 ب.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

الاهی لحظه های خوش تو زندگیت نباشه

الهی بهترین رفیقت ازت جدا شه

بسه دیگه نفرین نکن

آخه دلمو سوزونده رفته با غریبه

پس لیاقتش همینه

      

نوشته شده در شنبه 31 شهریور 1386 و 12:09 ب.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو می مونم

تو دیگه رفتی که رفتی نمی یای نمیای پیشم می دونم

اما هر کجا که هستی منو تو دلت نگه دار

با چشای خیس و گریون من می گم خدا نگه دار

نوشته شده در شنبه 31 شهریور 1386 و 12:09 ب.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

بی تو این روزای رو شن واسه من تاریکه

وقتی بی تو تک وتنهام زندگی معنا نداره

از همون روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم

گفتن لحظه آخر واسه من هنوز سواله

دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله

لحظه های آخر تو توی قلب من می مونه

هیچی کسی مثل من بلد نیست 

  قدر چشماتو بدونه

  

نوشته شده در شنبه 31 شهریور 1386 و 12:09 ب.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

می دونم برات عجیبه این همه اسرار و خواهش

این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش

می دونم که خنده داری، واسه تو گریه یه درده

می گزری از من و میری، اما بازمن برمی گردم

چاره ای جز این ندارم اخه خون شدی تو رگهام

می میرم اگه نباشی بی تو من بد جوری تنهام

می دونم یه روز می فهمی روزی که دنیا رو گشتی

من چه جوری تو رو خواستم تو چه جور ازم گذشتی

 

نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد 1386 و 02:08 ق.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در پنجشنبه 18 مرداد 1386 و 12:08 ب.ظ



:[عمومی , ]

دل شكسته ام را خریدار نباشد

آیا كسی هست كه وصله زند دل من

نمی دانم چرا این دل من برای تو خود را باخت
من هنوز تو را خواهانم

منتظر با قلبی شکسته به دست خودت

تا بیایی و قلب شکسته ام را مرحم باشی

من منتظر به در می نشینم تا كه بیایی

مرا با خود به آن سوی عشق رسانی

دوست دارم كه مرا چون یار خود

بار دگر دوست بداری

ولی می دانم كه چرا تو دلم را شكستی

نوشته شده در شنبه 16 تیر 1386 و 05:07 ق.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در شنبه 16 تیر 1386 و 05:07 ق.ظ



:[عمومی , ]

چشمای تو یادم می یاد دوباره گریم می گیره

وقتی بهت فکر می کنم وجودم رو غم می گیره

همش می گفتم که یه روز عشقم رو باور می کنی

می خواستمت نفهمیدی نفهمیدی قلبم رو پرپر می کنی

نوشته شده در شنبه 16 تیر 1386 و 05:07 ق.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

دیگه دست از سر من بردار برو برو

شدم از هر چی عشق بی زار برو برو

عاشقت بودم تنهام گداشتی نفرینم نکن

تو اینو خواستی فرقی نداره عشقه تو واسم

تو مردی دوری شودی ازم بهتره

 با هم نباشیم بی وفایی تموم شه

من می خوام مثل تو باشم دلم نامهربون شه

         

نوشته شده در جمعه 15 تیر 1386 و 05:07 ق.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

تو امتداد سرنوشت کی بود که از تو مینوشت

زندگی منو تو رو با غمو غصه می سرشت

با این همه گناه درد کی میره آخرش بهشت

ببین ببین که دسته من هر جا رسید از تو نوشت

میان جاده ها گرد مسافرا به جاست

تو شهر تو غریبه ام غریبه ای که بی صداست

نفس می خوام نفس می خوام تو رو یه هم نفس می خوام

تو شب انتظار تو برای دل قفس می خوام

نوشته شده در جمعه 15 تیر 1386 و 05:07 ق.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در جمعه 15 تیر 1386 و 05:07 ق.ظ



:[عمومی , ]

به یاد آر چشمانی را كه بر تو نگران بودند 
 
به یاد آر دستانی را كه شب ها با نوازش های خود
دردهای تو را تسكین می دادند 
 
به یاد آر دلی را كه به خاطر تو زخم ها خورده است 
 
آن هنگام زانو بر زمین بگذار و موهبت مادر را سپاس دار 
زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه "مادر" است. زیباترین خطاب "مادر جان" است. "مادر" واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. 

نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر 1386 و 12:07 ب.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در پنجشنبه 14 تیر 1386 و 12:07 ب.ظ



:[عمومی , ]

عشق را دردیست که جز عاشق نداند چیست

عشق را زجریست که جز معشوق نداند چیست

عشق را طعمیست که جز عاشق و معشوق کس نداند چیست

                               خدا یــــــــــــــــــا کــــــــمــــــــــــــکـــــــــــم کـــــــــــــــن

نام : عاشق
نام خانوادگی : تنها
نام مادر : فرشته غم
نام پدر : کوه رنج

محل تولد: محراب غم

شماره شناسنامه: بی مفهوم

صادره از : شهر عشق - کوچه بدبختی - پلاک نیستی - طبقه فلاکت

جرم : عاشقی

محکومیت : زندگی کردن
تاریخ تولد : زمانی که با او آشنا شدم
تاریخ وفات : زمانی که از او جدا شدم

نوشته شده در سه شنبه 12 تیر 1386 و 11:07 ق.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در سه شنبه 12 تیر 1386 و 11:07 ق.ظ



:[عمومی , ]

      

هر چی که به سرم امد

تخسیرهیچ کسی نبود

هر چی که بود پای خودم

قصه هام کسی نبود

هیچ کسی عاشقم نشود

هیچ کی سراغم نیومد

جواب کاره خودمه هر چی بلا سرم امد Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

نوشته شده در شنبه 9 تیر 1386 و 12:06 ب.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در شنبه 9 تیر 1386 و 05:06 ق.ظ



:[عمومی , ]

دلت دریای غمه ٫ میدونم
چشاتم ساحل ماتم ٫ میدونم
دست و پات مال خودت نیست ٫ میدونم
قلبت از آن خودت نیست ٫ میدونم
از پس هر نفست آه و درد ٫ میدونم
دردت از دندون و سر نیست ٫ میدونم
میدونم ٫ شبا دیگه خواب نداری
میدونم ٫ خنده و فریاد نداری
میدونم ٫ دلت شکسته ٫ میدونم
اشکت هر لحظه به لحظه ٫ میدونم
میدونم ٫ آب و هوای دل تو بارونیه
دنیا از نگاه تو ٫ ویرونیه
لحظه های زندگی برای تو ٫ حیرونیه
 
چی بگم تا مرحم دلت باشه
عاشقانه نوشتم عاشقانه هم بخوانید و عاشقانه هم نظر دهید که بهانه ی 
زندگی چیزی جز عشق نیست.

نوشته شده در جمعه 8 تیر 1386 و 12:06 ب.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

خدایا ما رو ببخش که فقط دلتنگی هایمان را با تو قسمت می کنیم حتی نمی توانیم یک ثانیه را هم تصور کنیم... که تو پشت ما رو خالی کرده باشی .
 
بیایید چراغ جدایی ها را خاموش گردانیم...چون که فانوس با هم بودن زیباست


طلوع شادیها و غروب غمهایتان را آرزومندم ..... حسن

 

نوشته شده در جمعه 8 تیر 1386 و 09:06 ق.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در جمعه 8 تیر 1386 و 10:06 ق.ظ



:[عمومی , ]

معنی دوستت دارم یعنی چه؟

« د» : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند
« و» : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد
 «س» : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی
«ت» : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم
«ت» : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست.
 «د» : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام
«آ» : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری
 «ر» : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد
«م» : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی

نوشته شده در جمعه 8 تیر 1386 و 09:06 ق.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

تا کی می خوای ردم کنی  پیش همه بدم کنی

میخوای که از عشقه خودت رسوایی  ایدم کنی

حالم خرابو داغونه بی مهریات فراونه

اگه منو نخوای دیگه نفس برام نمی مونه

گریه هامو نمی بینی غصه هامو نمی دونی

فریاد قلبه زخمی مو تو چشامو نمی خونی

فرقی برات نمی کونه که من بمونم یا برم

حتی دلت نمی سوزه که پیش چشمات بمیرم

اینقدر دل شکسته ام از این زمونه خسته ام

تو از پیشم رفتی هنوزم به پات نشسته ام

نوشته شده در جمعه 8 تیر 1386 و 02:06 ق.ظ توسط حسن . م

ویرایش شده در جمعه 8 تیر 1386 و 02:06 ق.ظ